الشيخ أبو الفتوح الرازي

4

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

قدر دستگاه مرد باشد از درويشى و توانگرى ( 1 ) . فى قوله : . . . وَمَتِّعُوهُنَّ ( 2 ) عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُه وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُه . . . ( 3 ) عبد اللَّه عبّاس گفت : آيت ( 4 ) مخصوص است به آنان كه ايشان را مهرى مسمّى نكرده باشند ، امّا آنان را كه مهرى مسمّى كرده باشند ايشان را نيمهء مهر لازم بود ، لقوله تعالى : وَإِنْ ( 5 ) طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ . . . ( 6 ) و اين موافق مذهب ماست . سعيد بن المسيّب گفت و جماعتى : كه هر دو را بر جمع نيمهء مهر واجب باشد و متعه مستحبّ ، چون دو شخص مختلف يكى مدخول بها و يكى غير مدخول بها ، چنان كه شرح آن در سورة البقرة رفته است ( 7 ) . و قتاده گفت : آيت منسوخ است به آيت نيمهء مهر كه گفتيم ، من قوله : فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ و درست آن است كه آيت هر دو محكم [ 2 - پ ] است و منسوخ نيست ، براى آن كه ميان ايشان تنافى نيست جمع توان كردن هر دو را ( 8 ) ، چه در حكم ( 9 ) مختلف است . * ( وَسَرِّحُوهُنَّ سَراحاً جَمِيلًا ) * ، و دست از ايشان بدارى و رها كنى ايشان را رها كردنى نيكو . بعضى مفسّران گفتند : « سراح جميل » آن باشد كه بيرون از نيمهء مهر متعه دهد ايشان را بر سبيل استحباب . و در آيت دليل است بر آن كه طلاق پيش از نكاح درست نباشد ، خلافا لفقهاء الكوفة ، فى قوله : نكحتم ثمّ طلَّقتم ، و « ثمّ » مهله ( 10 ) و تراخى را باشد .

--> ( 1 ) - دا : تونگرى . ( 2 ) - اساس ، آب ، دا ، آج ، لب : فمتّعوهن ، با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد . ( 3 ) - سورهء بقره ( 2 ) آيهء 236 . ( 4 ) - دا ، آج ، لب : اين آيت . ( 5 ) - اساس ، آب ، آج ، لب : فان ، كه با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد . ( 6 ) - سورهء بقره ( 2 ) آيهء 237 . ( 7 ) - دا ، آج ، لب ، جملهء « چون دو شخص . . . » تا « رفته است » را چند سطر پايينتر ، قبل از آيهء « و سرّحوهن . . . » آورده‌اند . ( 8 ) - دا : ميان هر دو . ( 9 ) - آج ، لب : دو حكم . ( 10 ) - دا : مهلت .